جلال جلالى زاده
10
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
در زمانى كه رسول خدا در قيد حيات بودند ، كتاب و سنت مرجع و منبع قانون عملى پيروان آن حضرت بود و اگر سؤال يا مشكلى پيش مىآمد ، آيه يا آياتى نازل مىشد و حكم آن را بيان مىكردند و اگر در برخى از آيات اجمالى ملاحظه مىشد ، به وسيلهى سنت اجمال آنها بر طرف شده و رفع مىگرديد ؛ چون سنت ، كليد كتاب و مشعلى براى كشف حقايق و دقايق آن بود و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز مبين و مفسر و مبلغ بود . پس مجالى براى اجتهاد نبود تا علم اصول فقه - كه مبانى و ابزار استنباط است - تدوين شود . نحل / 89 ، مائده / 67 ، نحل / 44 . نظر به نزول آيات و سنت عملى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، كمتر اجتهاد مىشد و با وجود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، اجتهاد ديگران و يا اجماع علما حجت نبود و جز در موارد معدودى اجتهادى صورت نگرفته و اگر اجتهادى صورت مىگرفت يا تصحيح مىشد و يا تأييد ، مانند اجتهاد دربارهى اسيران جنگ بدر كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با يارانش درباره برخورد با آنان مشورت كرد ابو بكر صديق نظر مواردى معدود ، فديه و آزادى آنان داد و عمر بن خطاب حكم به كشتنشان داد كه پيامبر نظر ابو بكر را اعمال نمود و دستور داد هراسيرى به نزد خانوادهاش برگردد تا فديهى خود را بپردازد ، اما خداوند با فرو فرستادن آيات ، اجتهاد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را اينگونه تصحيح كرد : اسيران تا زمانى كه جنگ ادامه دارد ، نبايد آزاد شوند : ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ « هيچ پيامبرى را نسزد كه اسيران را نگه دارد ، مگر زمانى كه در اين سرزمين استيلا و استقرار يابد . شما متاع دنيوى مىخواهيد و خداوند آخرت را مىخواهد و خداوند پيروزمند فرزانه است » . ( انفال / 67 ) . چندين اجتهاد ديگر كه يا تصحيح شده و يا مورد تأييد قرار گرفته است . از جمله : اجتهاد در روز بدر قبل از جنگ ، اجتهاد در اجازه دادن به منافقان در عدم شركت در جنگ تبوك و . . . چون خود حضرت نمىتوانست براى ابلاغ پيام الهى به همه مناطق اطراف عزيمت كند ، برخى از يارانش را كه در محضر او كسب فيض نموده بودند ،